الشيخ رسول جعفريان
239
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
مسلمان شده بودند ! « 1 » آشكار است كه يا او از حقيقت امر مطلع نبوده يا از قول او چنين سخنى را جعل كردهاند . زيرا ، اگر دربارهء ابوبكر سخنى نباشد كه هست ، پيش از بلال بسيارى مسلمان شدهاند . نعيم بن عبد الله نيز گفته است كه پس از ده نفر مسلمان شده ، اما ايمانش را كتمان مىكرده است . « 2 » ارقم بن ابى ارقم نيز طبق گفته فرزندش هفتمين مسلمان بوده است . « 3 » ابن سعد از شمارى از مسلمانان با اين عبارت ياد كرده است كه « كان قديم الاسلام بمكة و هاجر إلى أرض الحبشه » . « 4 » از اين عبارت به دست مىآيد كه اينان پيش از سال پنجم كه سال هجرت به حبشه است مسلمان شدهاند . اينان نيز جمعاً 28 نفر مىشوند . بر اينان بايد تعدادى زن را نيز افزود و اين كه به احتمال در سال پنجم بعثت با توجه به آمار مهاجران حبشه - هشتاد و اندى - اندكى بيش از يكصد نفر مسلمان در مكه بوده است . اكنون به دوران دعوت سرى يعنى سه سال نخست هجرت برمىگرديم و دو مقطع تاريخىِ مربوط به آشكار شدن دعوت و رفتن به خانه ارقم را مورد بررسى قرار مىدهيم : گذشت كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در آغاز به دليل آن كه بىتوجه به عقايد مشركين بوده و آنان را به خود واگذاشته بوده ، قريش با او دشمنى نمىكرد . اين سياست كه همراه با دعوت غير رسمى بود ، توانست مردمانى را كه زمينههاى درونى براى گروش به توحيد داشتند به سوى اسلام جذب كند . عموم مشركين از اين كه كسى از بت پرستى برگشته و به نصرانيت يا و يا حتى اسلام بگرود ، نگران نبودند ، نگرانى آنان ، اين بود كه نظام ارزشى و قبايلى آنان مورد ترديد قرار گيرد . خواهيم ديد كه مشركين حاضر بودند محمد صلى الله عليه و آله و سلم يكسال خداى آنان را بپرستد و آنان نيز يك سال خداى محمد صلى الله عليه و آله و سلم را بپرستند . درست از زمانى كه از يك سو حركت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم براى جذب مردم علنى شده و عقايد شرك آلود در معرض انتقاد قرآن و رسول قرار گرفت ، مشركان دشمنى خود را آغاز كردند . يعقوبى مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سه سال دعوت خويش را كتمان كرده و به توحيد دعوت مىكرد و زمانى كه به گروهى از قريش بر مىخورد ، مىگفتند : فرزند عبد المطّلب از
--> ( 1 ) . همان ، ج 4 ، ص 214 ؛ السيرة النبويه ، ذهبى ، صص 141 - 140 ، به نقل از : كتاب مُسلم ، ش 832 ؛ جالب است كه يعقوبى از قول او نقل كرده كه نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آمد و پرسيد : آيا كسى دعوت تو را پذيرفته ، آن حضرت فرمود آرى يك زن ، يك نوجوان ( على ) و يك عبد كه مقصودش زيد بن حارثه بود . تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 23 ( 2 ) . طبقات ، ج 4 ، ص 138 ( 3 ) . المنتخب من ذيل المذيل ، ص 519 ( 4 ) . طبقات الكبرى ، ج 4 ، صص 122 - 120 ( شش مورد ) ، 124 ، 128 ( دو مورد ) ، 135 ، 130 ( دو مورد ) ، 141 ، 140 ، 139 ، 136 ( دو مورد ) ، 191 ( دو مورد ) ، 202 ، 201 ، 194 ، ( دو مورد ) ، 203 ( دو مورد ) ، 214 ، 213 ( دو مورد ) .